انشا،بازی و خلاقیت

انشا یک نوع « بازی ذهن»است که هر قدر طبیعی تر و خود انگیخته تر باشد خلاق تر وسیال تر است ولذتش از طریق خلق کُنش آزاد ذهن بالا می رود.

بازی فعالیتی است که هدف آن در «خود» آن است. بر این اساس درس انشا در کلاس ها ومدارس ما باید به نحوی به بچه ها ارائه شود که هدف آن در خودش باشد نه آن چیزی که ما انتظار داریم، یعنی دانش آموز نگوید معلم ام چی می پسندد تا آن را بنویسم،یا چه کار بکنم نمره ی خوبی بگیرم زیرا این دیگر انشا نیست، چیز دیگری است که اسم آن را انشا نهاده ایم.

انشا محصول کُنش فکری است که به طور فی البداهه از ذهن فرد خیزش می کند و بعد   بر اساس یک سازماندهیِ نوشتاری تنظیم می شود و به یک هدفی که از قبل تعیین نشده، می رسد. البته این طور نیست که یک چیز به اصطلاح در هم ریخته و گسیخته ای مدّ نظر باشد، بلکه بیش تر تأکید بر آزادی ذهن و خلاقیت فی البداهه ی آن است.

یعنی کلاس انشا یک فضای « بازی گونه» می خواهد. بچه چطور در بازی به طور صمیمی،خلاق وآزاد است، در کلاس انشا هم باید رابطه ، رابطه ی دوستانه و صمیمی بین معلم و شاگرد باشد. بعد خود معلم از نظر نگرش به درس انشا باید اهمیت لازم را بدهد.

معلم باید خودش دارای شخصیت خلاق باشد یک منش آزاد و به اصطلاح دمکراتیک داشته باشد که بتواند همه ی سلیقه ها، عقیده ها ونظرها را تحمل کند، سامان دهی وهدایت کند. زود قضاوت نکند و ذوق بچه ها را نسبت به یک مطلبی کور نکند.

دیویی می گوید:تفکّر،تبدیل " موقعیت معلوم" به "مجهول" است. اگر موقعیت برایمان معلوم باشد نیروی فکر برانگیخته نمی شود. وقتی آن را به مجهول تبدیل کردیم فکر برانگیخته می شود، وقتی مجهول معلوم شد،مرگ تفکّر رخ می دهد. انشا یک چنین وضعی دارد. مرگ انشا زمانی است که ما برایش هدف بگذاریم، به محصول بیاندیشیم. حیات انشا این است که به فرآیندها فکر کنیم.

  انشا که بحث خلاقیت در آن مطرح است، اگر بچه ها بتوانند بین چیزهایی که ظاهراً ربطی به هم ندارند، یک ربط معنی دار( با تفکر و ابداع خودشان)بدهند، یک نوع انشا است. یعنی یک چیزی را که از دید ما پنهان بوده، سازماندهی کرده، ارتباط داده و ما را هم به شگفتی وا داشته است.

خلاقیت،یک کُنش آزادتر و عمیق تر از حل مسئله است.آفرینش است.معمولاً حل مسئله معطوف به یک هدف و صورت مسئله است. خلاقیت در اصل ، ورا و فرای این چیزهاست. ویژگی هایی را که برای تفکّر خلاق بر می شمرند، فکر می کنم همه ویژگی های درس انشا را در خود داشته باشد. پس تا زمانی که نگاه ما به درس انشا مثل نگاه درس های حفظی باشد، چند ویژگی خود  را که شامل سیال بودن، انعطاف پذیر بودن و ... است ، را از دست می دهد. واقعاً تا چه اندازه بچه های ما در درس انشا، فرصت تولید این کنش ها را که ذکر شده است دارند. زیرا غایت درس انشا، در خود « انشا» است،یعنی این که اگر شما غایت بیرونی برایش قایل شوید دیگر نمی توانید انشا بگوئید. ممکن است شما هدف های فرآیندی برایش در نظر بگیرید، مثلاً غایت انشا این باشد که فرد مثلاً به هنر دیدن، شنیدن،درک کردن، نوشتن، توصیف کردن و بیان کردن برسد. یا بتواند خوب پدیده ها را مشاهده کند.

درس انشا نیز باید همین حکم را داشته باشد. درس انشا یک فرصت مستعد و موقعیت مناسب برای زایش تفکر و پدیدآیی خلاقیت در همه ی ابعاد است. امید است که این چنین باشد.

در تست های خلاقیت،گیلفورد وتورنس، درباره ی این مسائل زیاد صحبت کرده اند،مثلاً جملات نیمه تمام به بچه ها بدهید خودشان طراحی بکنند،تصاویر مبهم یا موقعیت های مبهم،جملات مبهم بدهیم تا آن ها را به خود افکنی ذهنی وتکمیل تصاویر و مطالب باقی مانده بپردازند. وقتی ما یک جمله ی مبهم به دانش آموزان می دهیم، پس جا برای انعطاف و خلق کردن گذاشته ایم. این موضوع آزاد درانشا باعث تداعی ذهن می شود که انعطاف بیش تر ایجاد می کند. یعنی سیّالی و روانی اندیشه را بوجود می آورد.

یا رسیدن به مجهول را . در منطق داریم که تفکر عبارت است از ترتیب دادن یک سری امور معلوم برای رسیدن به «مجهول» حال اگر موضوعاتی که مطرح می کنیم تفکر بر انگیز باشد. تعداد گزاره های ذهنی زیاد می شود.

برای همین است که وقتی یک موضوعی را به دانش آموزان می دهیم، باید آن قدر آزادی عمل به آنان بدهیم و آن قدر احساس بازی گونه وخود انگیختی بکنند که بدون چارچوب ها و ملاک های از پیش تعیین شده و تعصبات و انتظارات بیرونی،اندیشه ی خودشان را بیان کنند.لذا درس انشا  باید همین حکم را داشته باشد.

  بنابراین خلاقیت در همه ی ابعاد است.  

 

منبع: حسینی نژاد،حسین(1382) . انشا ،دیدگاه ها،روش ها. نشر لوح زرین.